۰۰۲۰

ايمان و عبادت امام على عليه السلام
لم اعبد ربا لم اره
حقيقت عبادت تعظيم و طاعت خدا و چشم پوشى از غير اوست، بزرگترين فضيلت نفس ستايش مقام الوهيت و تقرب جستن به ساحت قدس ربوبى است،عبادت اگر با شرايط خاص خود انجام شود مقام بسيار بزرگ و افتخار آميزى است چنان كه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله بوسيله كلمه عبد تجليل شده و قبل از عنوان رسالت عبوديت او قيد گرديده است
اشهد ان محمدا عبده و رسوله.
براى سير مراتب كمال بهترين وسيله پيشرفت،تهذيب و تزكيه نفس است كه راه عملى آن با عبادت حقيقى صورت ميگيرد. انجام عبادت تنها براى رفع تكليف نيست بلكه وسيله نمو عقل،و موجب تعديل و تنظيم قواى وجودى است كه نفس را از آلودگيهاى مادى باز ميدارد،بهترين وجه عبادت انجام امرى است كه بدون ريا و سمعه بوده و صرفا براى خدا باشد و در اين شرايط است كه صفت تقوى ظهور ميكند و بدون آن انجام عبادات مقبول نيفتد
تقوى و ورع انحراف از جهان مادى و فانى بوده و توجه بعالم روحانيت و بقاء است و ايماني كه بزيور تقوى آراسته شود ايمان حقيقى است و در اثر اخلاص در عبادات،شخص را به مرحله يقين ميرساند
با توجه بنكات معروضه،على عليه السلام در ايمان و تقوى و زهد و عبادت و يقين منحصر بفرد بود در اينمورد پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:لو ان السموات و الارض وضعتا فى كفة و وضع ايمان على فى كفة لرجح ايمان على1
يعنى اگر آسمانها و زمين در يك كفه ترازو و ايمان على در كفه ديگر گذاشته شوند به طور حتم ايمان على بر آنها فزونى ميكند.
امام على عليه السلام با عشق و حب قلبى خدا را عبادت ميكرد زيرا عبادت او براى رفع تكليف نبود بلكه او محب حقيقى بود و جز جمال دلرباى حقيقت چيزى در نظرش جلوه‏گر نمي شد
امام على عليه السلام در تقواى دينى و عبادت چنان كوشا بود كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در پاسخ كسانى كه از تندى على عليه السلام در نزد وى گله ميكردند فرمود:على را ملامت نكنيد زيرا او شيفته خدا است2
امام على عليه السلام هنگامي كه مناجات مي كرد و مشغول نماز مي شد گوشش نمى‏شنيد و چشمش نميديد و زمين و آسمان،دنيا و مافيها از خاطرش فراموش ميشد و با تمام وجود توجه خود را به مبدأ حقيقت معطوف ميداشت چنان كه مشهور است در يكى از جنگها پيكان تيرى بپايش فرو رفته و به قدرى دردناك بود كه نميتوانستند آن را بيرون بياورند وقتي كه امام به نماز ايستاد بيرون كشيدند و او متوجه نشد!
حضرت على عليه السلام هنگام وضو گرفتن سراپا مي لرزيد و لرزش خفيفى وجود مباركش را فرا ميگرفت و چون در محراب عبادت ميايستاد رعشه بر اندامش ميافتاد و از خوف عظمت الهى اشک چشمانش بر محاسن شريفش جارى ميشد،سجده‏هاى او طولانى بود و سجده‏گاهش هميشه از اشک چشم مرطوب !شاعر گويد،
هو البكاء فى المحراب ليلا هو الضحاك اذا اشتد الضراب
يعنى او در محراب عبادت به شدت گريان و در شدت جنگ خندان بود.ابو درداء كه يكى از اصحاب پيغمبر صلى الله عليه و آله است گويد در شب تاريكى‏از نخلستانى عبور ميكردم آواز كسى را شنيدم كه با خدا مناجات ميكرد چون نزديك شدم ديدم امام على عليه السلام است و من خود را در پشت درخت مخفى كردم و ديدم كه او با خوف و خشيت تمام با آهنگ حزين مناجات ميكرد و از ترس آتش سوزان جهنم گريه مينمود و به خدا پناه برده و طلب عفو و بخشش مينمود و آنقدر گريه كرد كه بى حس و حركت افتاد!گفتم شايد خوابش برده است نزديكش رفتم چون چوب خشکى افتاده بود او را تكان دادم حركت نكرد گفتم حتما از دنيا رفته است شتابان به منزلش رفتم و خبر مرگ او را به حضرت زهرا عليها السلام رسانيدم فرمود مگر او را چگونه ديدى؟من شرح ما وقع گفتم،فاطمه عليها السلام گفت او نمرده بلكه از خوف خدا غش نموده است3
امام على عليه السلام علاوه از نمازهاى واجبى نوافل را نيز انجام ميداد و هيچ وقت نماز شب آن حضرت ترك نميشد حتى در موقع جنگ نيز از آن غفلت نمى‏نمود، در ليلة الهرير نزديكى‏هاى صبح بافق مينگريست ابن عباس پرسيد مگر از آن سو نگرانى دارى آيا گروهى از دشمنان در آنجا كمين كرده‏اند؟فرمود نه ميخواهم ببينم وقت نماز رسيده است يا نه!
حضرت على بن الحسين عليهما السلام كه از كثرت عبادت و سجده‏هاى طولانى بكلمه سجاد و زين العابدين ملقب شده بود در برابر سؤال ديگران كه چرا اين قدر مشقت و رنج بر خود روا ميدارى فرمود:
و من يقدر على عبادة جدى على بن ابى طالب؟
كيست كه بتواند مثل جدم على عليه السلام عبادت كند؟
ابن ابى الحديد به نحو ديگرى اين مطلب را بيان كرده و مي نويسد به على بن الحسين عليهما السلام كه در مراسم عبادت به نهايت رسيده بود عرض كردند كه عبادت تو نسبت به عبادت جدت بچه ميزان است؟فرمود عبادت من نسبت به عبادت جدم مانند عبادت جدم نسبت بعبادت رسول خدا صلى الله عليه و آله است4
از ام سعيد كنيز آن حضرت پرسيدند كه امام على عليه السلام در ماه رمضان بيشتر عبادت ميكند يا در ساير ماه‏ها؟
كنيز گفت امام على عليه السلام هر شب با خداى خود به راز و نياز مشغول است و براى او رمضان و ديگر اوقات يكسان است.
وقتى كه آن حضرت را پس از ضربت خوردن از مسجد به خانه مى‏بردند نگاهى به محل طليعه فجر افكند و فرمود اى صبح تو شاهد باش كه على را فقط اكنون(بحكم اجبار) دراز كشيده مى‏بينى!
ابن ابى الحديد گويد عبادت حضزت على عليه السلام بيشتر از عبادت همه كس بود زيرا او اغلب روزها روزه دار بود و تمام شبها مشغول نماز حتى هنگام جنگ نيز نمازش ترك نميشد،او عالمى بود با عمل كه نوافل و ادعيه و تهجد را به مردم آموخت.
على عليه السلام موقع نماز در برابر مبدأء وجود با دل پاك و توجه تام ميايستاد و براز و نياز مشغول ميشد عبادت و پرستش او مانند اشخاص ديگر نبود زيرا هر كسى بنا به هدف خاصى كه دارد خدا را عبادت ميكند چنان كه خود آن حضرت فرمايد:
ان قوما عبدوا الله رغبة فتلك عبادة التجار،و ان قوما عبدوا الله رهبة فتلك عبادة العبيد،و ان قوما عبدوا الله شكرا فتلك عبادة الاحرار5
يعنى گروهى از مردم خدا را از روى ميل و رغبت(باميد نعمتهاى بهشت) بندگى كردند پس اين نوع عبادت عبادت تاجران است،عده اى هم از ترس(آتش دوزخ) خدا را عبادت كردند اين هم عبادت بندگان است و گروهى ديگر خدا را براى سپاسگزارى عبادت كردند و اين عبادت آزادگان است .
و خود آن حضرت به پيشگاه خداى تعالى عرض ميكند:
الهى ما عبدتك طمعا للجنة و لا خوفا من النار بل وجدتك مستحقا للعبادة.
خدايا من ترا به طمع بهشت و يا از ترس جهنم عبادت نميكنم بلكه تو را مستحق‏و سزاوار پرستش يافتم.
هر فردى حتى هر ذير وحى بنا به غريزه حب ذات هميشه در صدد دفع ضرر و جلب منفعت است و تنها امام على عليه السلام بود كه عبادت را بدون جلب نفع(بهشت) و دفع ضرر(دوزخ) صرفا براى خداوند بجا ميآورد!و اين گونه خلوص در عبادت از يقين او سرچشمه ميگرفت يقينى كه بالاتر از آن را نميتوان پيدا نمود زيرا آن جناب به مرحله نهائى يقين رسيده بود چنان كه خود فرمايد:لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا!اگر پرده برداشته شود من چيزى بيقين خود نميافزايم!
امام على عليه السلام خود را مانند موجى در اقيانوس حقيقت مستغرق ساخته بود و تمام فكر و ذكر و حركات و سكنات او همه از حقيقت خواهى وى حكايت ميكرد.
على عليه السلام در تزكيه و تهذيب نفس،و سير مراتب كماليه وجود يگانه و بى‏نظير و لوح ضميرش چون جام جهان نما بود،او به هر چه نگاه ميكرد خدا را ميديد چنان كه فرمود:
ما رايت شيئا الا رايت الله قبله و معه و بعده.
چيزى را نديدم جز اين كه خدا را پيش از آن و با آن و پس از آن مشاهده كردم.
على عليه السلام ميفرمود:لم اعبد ربا لم اره.عبادت نكردم به خدائى كه او را نديدم!پرسيدند چگونه خدا را ديدى؟فرمود با چشم دل و بصيرت،نه باغ ديده ظاهرى.
بچشم ظاهر اگر رخصت تماشا نيست‏ نه بسته است كسى شاهراه دل‏ها را
على عليه السلام در مقابل عظمت خدا و مبدء هستى خود را ملزم به خضوع و خشوع ميديد و دعاها و مناجاتهاى او روشنگر اين مطلب است.
دعاى كميل كه بيكى از اصحاب خود(كميل بن زياد) تعليم فرموده است يكى از شاهكارهاى روح بلند و ايمان قوى و يقين ثابت آن حضرت است كه در فقرات آن معانى عالى و بديع در قالب الفاظى شيوا و عباراتى كاملا رسا ريخته شده است،گاهى در برابر رحمت واسعه حق سر تا پا اميد گشته و زمانى قدرت و جبروت خدا چنان بيم و هراسى در دل او افكنده است كه بى اختيار به حال تضرع و خشوع افتاده‏است.همچنين دعاى صباح و نيايشهاى ديگر وى كه هر يك حاوى مراتب سوز و گداز بيم و اميد،توجه و خلوص او ميباشد.
وقتى ضرار بن ضمره بر معاويه وارد شد معاويه گفت على را برايم وصف كن!ضرار پس از آن كه شمه‏اى از خصوصيات اخلاقى آن حضرت را براى معاويه بيان نمود گفت شبها بيدارى او بيشتر و خوابش كم بود در اوقات شب و روز تلاوت قرآن ميكرد و جانش را در راه خدا ميداد و در پيشگاه كبريائى او اشك ميريخت و خود را از ما مستور نمي داشت و كيسه‏هاى طلا از ما ذخيره نمى‏نمود،براى نزديكانش ملاطفت و بر جفا كاران تند خوئى نمي كرد،موقعيكه شب پرده ظلمت و تاريكى ميافكند و ستارگان رو به افول مينهادند او را ميديدى كه در محراب عبادت دست به ريش خود گرفته و چون شخص مار گزيده به خود مى‏پيچيد و مانند فرد اندوهگينى(از خوف خدا) گريه ميكرد و مي گفت اى دنيا!آيا خود را به من جلوه داده و مرا مشتاق خود ميسازى؟هيهات مرا بتو نيازى نيست و ترا سه طلاق داده‏ام كه ديگر مرا بر تو رجوعى نيست!سپس ميفرمود آه از كمى توشه و دورى سفر و سختى راه!معاويه گريه كرد و گفت اى ضرار بس است به خدا سوگند كه على چنين بود خدا رحمت كند ابو الحسن را6
عبادت امام على عليه السلام منحصر به نماز و روزه و انجام ساير فرايض مذهبى نبود بلكه تمام حركات و سكنات او عبادت بود زيرا در حديث آمده است كه(انما الاعمال بالنيات) و چون نيت آن جناب در تمام حركات و سكناتش ابتغاء مرضات الله بود لذا تمام اعمال و اقوال او در همه حال عبادت خدا محسوب ميشود و اين خود يكى از موجبات تفوق و فضيلت وى بر همگان ميباشد .
................................................
پى‏نوشتها:
(1) غاية المرام طبع قديم ص 509ـفضائل الخمسه جلد 1 ص .191
(2) شيعه در اسلام نقل از مناقب خوارزمى ص 92ـتلخيص الرياض جلد 1 ص .2
(3) امالى صدوق مجلس 18 حديث 9 با تلخيص عبارات.
(4) ناسخ التواريخ زندگانى امام باقر عليه السلام جلد 7 ص .98
(5) نهج البلاغه كلمات قصار
(6) امالى صدوق مجلس 91 حديث .2

Raz_e_Ghadir@Yahoo.com


/ 0 نظر / 9 بازدید