۰۰۲۲

بزرگان اهل سنت درباره مولا علی علیه السلام چه نظری دارند
قسمت دوم
ابن الحدید همچنين در قصيده خامسه كه در وصف آن حضرت سروده چنين گويد
هو النبأ المكنون و الجوهر الذى‏

تجسد من نور من القدس زاهر
و وارث علم المصطفى و شقيقه
‏ اخا و نظيرا فى العلى و الاواصر
الا انما الاسلام لو لا حسامه
‏ كعفطة عنز او قلامة حافر
الا انما التوحيد لو لا علومه‏
كعرضة ضليل و نهبة كافر
هو الاية العظمى و مستنبط الهدى
‏ و حيرة ارباب النهى و البصائر
تعاليت عن مدح فابلغ خاطب
‏ بمدحك بين الناس اقصر قاصر
اذا طاف قوم فى المشاعر و الصفا
فقبرك ركنى طائفا و مشاعرى‏
و ان ذخر الاقوام نسك عبادة
فحبك اوفى عدتى و ذخائرى‏
و ان صام ناس فى الهواجر حسبة
فمدحك اسنى من صيام الهواجر
نصرتك فى الدنيا بما استطيعه
‏ فكن شافعى يوم المعاد و ناصرى1
ترجمه ابيات
ـ اوست خبر مكنون (كه جز خدا سر آنرا كس نداند) و چنان ذاتى كه از نور تابان عالم قدس در اين دنيا قبول تن نموده است
و وارث علم پيغمبر صلى الله عليه و آله و برادر اوست و در علو مقام و اخلاق كريمه نظير و مانند اوست
ـ بدانكه اگر شمشير او نبود اسلام از بى ارزشى مانند آب بينى بز و يا مثل تراشيده سم بود (اگر جانفشانى او در غزوات نبود اسلام رواج نميگرفت و در نظر مشركين همچنان بى اهميت و بى ارزش بود) .
ـ بدان كه اگر علوم او نبود علم توحيد در معرض شخص گمراه قرار گرفته و غارت شده كافر بود .
ـ او آيت بزرگ خدا و استنباط كننده هدايت است كه صاحبان عقل و بصيرت در وجود او به حيرت افتاده‏اند.
ـ تو از مدح و توصيف بالاترى و بليغ‏ترين خطيب موقع مدح تو در ميان مردم عاجزترين درماندگان است.
ـ زماني كه گروهى به هنگام حج در مشاعر و صفا طواف ميكنند قبر تو هم ركن و مشاعر من است كه آن جا طواف ميكنم.
ـ و اگر گروههائى از مردم براى آخرت خود عبادتى ذخيره ميكنند پس بهترين و كافى‏ترين توشه و ذخيره من محبت تو است.
و اگر مردم در شدت گرما براى رضاى خدا روزه ميگيرند پس مدح تو بالاتر از روزه روزهاى گرم است .
ـ به آنچه استطاعت داشتم در دنيا ترا (با مدح و تمجيد) يارى نمودم پس تو هم در روز رستخيز شفيع و كمك من باش.و باز در قصيده فتح مكه چنين گويد
طلعت على البيت العتيق بعارض‏
يمج نجيعا من ظبى الهند احمرا
و اظهرت نور الله بين قبائل
‏ من الناس لم يبرح بها الشرك نيرا
رقيت باسمى غارب احدقت به‏
ملائك يتلون الكتاب المسطرا
بغارب خير المرسلين و اشرف‏
الانام و ازكى ناعل وطأ الثرى
‏ فسبح جبريل و قدس هيبة
و هلل اسرافيل رعبا و كبرا
فتى لم يعرق فيه تيم بن مرة
و لا عبد اللات الخبيثة اعصرا
و لا كان معزولا غداة برائة
و لا عن صلوة ام فيها مؤخرا
و لا كان يوم الغار يهفو جنانه
‏ حذارا و لا يوم العريش تسترا
حلفت بمثواه الشريف و تربة
احال ثراها طيب رياه عنبرا
لاستنفدن العمر فى مدحى له‏
و ان لا منى فيه العذول فاكثرا2
ترجمه ابيات
ـ با لشگرى انبوه كه از تيزى شمشيرهايشان خون ميچكيد (بدون اطلاع قبلى) وارد مكه گرديدى .
ـ و در ميان طوائفى از مردم كه هنوز مشرك و بت پرست بودند نور (دين) خدا را ظاهر و آشكار نمودى.
ـ به بلندترين شانه‏اى (به دوش پيغمبر صلى الله عليه و آله براى شكستن هبل) بالا رفتى و در حالي كه فرشتگان كتاب مسطور را ميخواندند نظاره ميكردند.
ـ به دوش بهترين پيغمبران و اشراف مردمان (كائنات) و پاكيزه‏ترين كفش پوشى كه راه رفته بر خاك.
ـ پس (براى بت شكنى تو) جبرئيل از هيبت و شكوه تو تسبيح كرد و تقديس نمود و اسرافيل هم از روى رعب تهليل و تكبير گفت
.ـ جوانمردى كه در نسب او تيم بن مرة (قبيله ابو بكر) مدخليت ندارد و هرگز در تمام روزگارش لات خبيثه را پرستش نكرده است.
ـ و نه (مانند ابو بكر) از بردن سوره برائت معزول شد و نه از امامت نماز جماعت كه قصد شروع آن را كرده بود بر كنار گرديد.
ـ او مانند ابو بكر نبود كه در غار (با اين كه پيغمبر در كنارش بود از ترس مشركين) دلش بلرزد و يا در سايبان بدر پنهان شود و جنگ نكند.
ـ سوگند ميخورم به جايگاه شريف آن حضرت و به خاكى كه بوى خوش آن مثل عنبر است.
ـ هر آينه عمر خود را در مدح آن حضرت تمام ميكنم اگر چه مرا ملامت كند كسى كه بسيار ملامت كننده باشد. 
...................................
پی نوشت
1- القصائد السبع العلوياتـالقصيدة الخامسة
2- القصائد السبع العلوياتـالقصيدة الثانية
...................................
/ 0 نظر / 8 بازدید