۰۰۱۲

علی مولای مظلومان



از آن شامي که سر در چاه کردي
مرا از درد خويش آگاه کردي

طنين ناله در افلاک افتاد
تمام آسمان بر خاک افتاد

پر و بال تو ((زهرا)) را شکستند
تو را با ريسمان فتنه بستند

کدامين شب از آن شب تيره تر بود
که زهرا حايل ديوار و در بود

زمان بر سینه خود سنگ می کوفت
زمین از داغ زهرا شعله ور بود

تو می دیدی ولی لب بسته بودی
که آیین محمد در خطر بود

ندانستم که در چشم حقیقت
کدامین مصلحت مد نظر بود

گلویت استخوانی اتشین داشت
که فریادت فقط در چشم تر بود

مه خورشید طلعت کیست؟ زهرا
چراغ شعله خلقت کیست؟ زهرا

پس از زهرا علی بی همزبان شد
اسیر امتی نامهربان شد

علی تنهاست در یک قوم گمراه
زبانش را که می فهمد به جز چاه

پس از او کیسه نان و رطب کو
صدای ناله های نیمه شب کو

خدایا کاش آن شب بی سحر بود
که تیغ ابن ملجم شعله ور بود

اذان گفتن و ما درخواب بودیم
علی تنها به مسجد رهسپر بود

در آن شب تا قمر در عقرب افتاد
غم عالم به دوش زینب افتاد

فدک شد پایمال نانجیبان
علی لرزید و در تاب و تب افتاد

یقین دارم به جرم فتح خیبر
فدک در دست ال مرحب افتاد

علی جان کوفیان غیرت ندارند
که فرمان تو را گردن گذارند

علی جان کوفیان با کیاست
جدا گردند دین را از سیاست

بنام دین سر دین را شکستند
دو بال مرغ امین را شکستند


علي مولاي مظلومان عالم
بگو از نارفيقان چون بنالم

/ 0 نظر / 9 بازدید